چگونه جامعه شناس شویم؟!
تصوری که غالب است این است که جامعه شناس ،فیلسوف یا کلا ً دانشمند شدن یک فرآیند تک بعدی است.به این صورت که کسی دانشمند می شود که سالهای سال تنها در کتابخانه ای نشسته باشد و مدام در حال مطالعه باشد.مطالعۀ مدام باعث افزایش قوای تحلیلی و فاهمۀ انسانی می شود.گرچه این تلقی تماماً نادرست نیست اما ما در این متن به طور خلاصه می خواهیم استدلال کنیم که نادرستی این تصور از چه جنبه هایی است. می خواهیم بگوییم که تنها بلعیدن کتاب برای جامعه شناس شدن کافی نیست.
آشفتگی ذهن : فرض کنید شما دانشجوی رشتۀ جامعه شناسی در یکی از دانشگاه های ایران هستید.باز فرض کنید که تصوری اجمالی از رشته تحصیلی تان دارید اما هنوز تردیدها و مشکلاتی ذهن شما را آشفته می کند.مثلا ً نمی دانید باید از کجا شروع کرد؟ چه منابعی مقدم هستند؟ اصولا ً چه آینده ای برای شما در این رشته رقم خواهد خورد؟ آیا جامعه شناس شدن به این سادگی است که در رشته ای مشغول به تحصیل شوید؟ و مانند این سوالات .
من می خواهم اینجا نکته ای را دربارۀ دورۀ کارشناسی (لیسانس) یادآور شوم. تصور من این است که دورۀ لیسانس دورۀ مطالعات و تجربیات پراکنده و زمینه یابی علایق است.یعنی زمانی که دانشجو باید انواع اقسام تجربیات را کسب کند ،مطالعات زیادی در زمینه های گوناگون –بعضاً بی ربط- داشته باشد و بتواند فضاهای مختلف فکری و کاری را تجربه کند.
مطالعات از این جهت باید پراکنده باشند که دانشجو بتواند زمینۀ علاقۀ خود را در حوزه های مختلف رشته اش بسنجد و طرحی کلی از حوزه ها و حدود و ثغورش داشته باشد.علاوه بر این می تواند این مطالعات به مطالعات بیرون از رشته هم منجر شود.همانطور که می دانید روند کلی تحقیقات در قلمرو دانش های جدید به سمت مخلوط شدن مدام و تبادل آراء بین حوزه ها و رشته های مختلف جهت گیری شده است.پس لازم است که دانشجویان از دیسیپلین رشتۀ خود کمی پا را فراتر نهاده و از دیگر دانش ها اطلاع یابند.مثلا ً یک جامعه شناس لازم است اطلاعات قابل توجهی ازتاریخ ، فلسفه و منابع دینی داشته باشد.همچنین از ادبیات –رمان ،داستان کوتاه و شعر- غافل نباید بود.
پس قدم اول (الف) مطالعۀ جنبی و میان رشته ای است(ادبیات ،تاریخ ،فلسفه و منابع دینی).
می خواهیم با یک تحلیل سادۀ جامعه شناختی ادعا کنیم که "کسب تجربه " نیز یکی از اهداف دورۀ کارشناسی می تواند باشد. ببینید ، شرایط کشورهایی مانند کشور ما به گونه ای است که دانش آموزان در مقاطع دبستان ،راهنمائی و دبیرستان کمتر در اجتماع حضور دارند.یعنی این منطقاً ممکن و بلکه محتمل است که دانش اموزی سال های سال در یک مدرسۀ خاص به تحصیل بپردازد و به غیر از اردو های مدرسه دیگر در فعالیت جمعی دیگری حضور نداشته باشد.او شاید اطلاعات قابل توجهی از جامعه ای که در آن زندگی می کند ،اقوام مختلف کشورش ،نیازها و مشکلات مردمش و حتی مسائل روز دنیا نداشته باشد.به غیر از اینها تجربۀ زیادی از کار جمعی ندارد. او در تمامی مراحل تحصیل بسته به طبقۀ اجتماعی خود در مدارسی خوب ،متوسط یا ضعیف تحصیل کرده و حال به یکباره وارد دانشگاه می شود.همۀ ما می دانیم که در اکثریت مدارس در سرتاسر کشور این گونه مشکلات وجود دارد.اما در دانشگاه چه اتفاقی می افتد؟ او با آدم های مختلفی از صنوف ، طبقات و اقوام گوناگون مواجه می شود.با جنس مخالف در یک کلاس می نشیند و با قشر اساتید فرهیختۀ دانشگاهی تعامل برقرار می کند.ممکن است در کنار این موارد از خانواده و شهر خود نیز دور باشد و به خوابگاه منتقل شود.اینها همه تجربیات جدیدی است که او کسب می کند.حال آن چیزی که اهمیت دارد و مورد تاکید من در این متن است ،نحوۀ برخورد با این شرایط دگرگون شده است.دانشجو می تواند منتظر بماند تا ببیند که محیط دانشگاه چگونه چیزی است -که این برخورد حداقل برای شروع کار بد نیست-یا اینکه فعالانه شروع به ارتباط برقرار کردن با ناشناخته ها کند.
تصور می کنم باید اذعان کرد که دانشجویانی که راه دوم را انتخاب می کنند به مراتب رشد سریع تری را خواهند داشت.آنها در دورۀ لیسانس ،معضل بی تحرکی اجتماعی در مدارس را باید چهار ساله حل کند.در دیگر کشور ها با مدیریت صحیح منابع انسانی می بینیم که دانش آموزان در گروه هایی به سرتاسر کشورشان سفر می کنند ،حس ملیت در آنها تقویت می شود.اطلاعات عمومی قابل قبولی به دست می آورند.پس از این لحاظ در این دسته کشورها دانشگاه کارکرد های اولیۀ خود را که همان آموزش و تحقیق است با سرعت بیشتری به انجام می رساند.اما در کشورهایی که مانند ما با این مساله روبرو هستند ،دانشجو می بایست در چهار سال لیسانس تمامی این مراحل را طی کند.
حال چه فضاهایی برای کسب تجربه در دانشگاه محیا است؟ اولین توصیه این است که اگر در خوابگاه زندگی می کنید ،زندگی گروهی را بشناسید و سعی کنید روابطتان را با دیگران تنظیم کنید.زندگی گروهی مستلزم این است که شما امتیازاتی را به نفع جمع واگذار کنید. لازم است که اقوام مختلف و فرهنگ های متنوع دوستان هم خوابگاهیتان را بشناسید و از سوءتفاهم هایی که ناشی از تفاوت فرهنگ هاست پیشگیری کنید.سعی کنید از دوستانتان دربارۀ شهر و استان شان اطلاعات بگیرید. می توانید این اطلاعات را بنویسید. نام این کار شما در جامعه شناسی "مصاحبه" است .در انسان شناسی این می تواند نمونه ای از "مردم نگاری" باشد.مصاحبۀ جامعه شناسان با مصاحبۀ روزنامه نگاران متفاوت است .در اینجا سعی بیشتر در فهم عمیق ایده ها و ذهنیت های فرد مصاحبه شونده است. می خواهیم دید او را به عنوان یک کنشگر اجتماعی ،که نمایندۀ یک فرهنگ خاص است ،بفهمیم.
محیط دیگری که برای کسب تجربه فراهم است "تشکل های دانشجویی" است.در اینجا دانشگاه امکاناتی را در اختیار شما قرار داده است تا بتوانید سمینارها یا جلسات مطالعاتی ، اردو ها و کلاً فعالیت های جمعی و دانشجویی را سازمان دهید.تصور غلطی که در میان برخی طرفدار دارد این است که کار تشکلی ثمری ندارد و حتی ممکن است به درس لطمه بزند.تجربه نشان داده که این تصوری غلط است.
در جامعه شناسی مفهومی به نام "سرمایۀ فرهنگی"وجود دارد.این بدین معناست که مانند سرمایۀ اقتصادی ،انسان ها می توانند چیزی به نام سرمایۀ فرهنگی داشته باشند.یعنی ظرفیت هایی که در آنها موجود است و می توانند با محیط فرهنگی اطراف خود ارتباط برقرار کنند و حتی آن را تغییر دهند.دانشجویانی که فعالیت تشکلی دارند به مراتب از سرمایۀ فرهنگی بیشتری برخوردارند و در آتیۀ زندگی شان می توانند از این سرمایه مانند سرمایۀ اقتصادی بهره ببرند.
شما در این تشکل ها می توانید تجربیاتی از بوروکراسی اداری در کشورتان داشته باشید.همچنین می توانید مهارت هایی در نامه نگاری اداری و سخنرانی در جمع کسب کنید. از همه مهم تر می توانید با اجتماعات مهم علمی-آکادمیک و اساتید بزرگ رشته تان آشنا شوید. همین آشنایی ها شما را در کسب اطلاعات جنبی رشته کمک می کند.حتماً همۀ اینها به شما کمک خواهد کرد تا جامعه شناس شوید.
قدم دوم (ب)کسب تجربه به صورت فعال (در محیط تشکل های دانشجویی ،در ارتباط با هم کلاسی ها و اساتید و اجتماعات علمی رشته تان)
دیگر آنکه روش سنتی به خاطر سپردن اطلاعات در کشور ما ،روشی بود که هنوز در حوزه های علمیه و در بین طلاب رواج دارد و آن "مباحثه" است.تاثیر مباحثه و داشتن یک هم بحث در کسب اطلاعات علمی و جاگیری مفاهیم در ذهن شما باورنکردنی است.ایده هایتان را با گروه هایی از دوستان تان که به رشته شان علاقه مندند در میان بگذارید.از آنها بخواهید که ایدۀ شما را نقد کنند و شما نیز فعالانه در این روند شرکت کنید.
می توانید دربارۀ کتاب های مختلفی که دوستان تان خوانده اند از آنها نظرخواهی کنید.مطمئناً شما نخواهید توانست تمامی کتاب های مفید رشته تان را بخوانید.پس در مطالعات دوستانتان شریک شوید.
قدم سوم (ج) مباحثه به عنوان روشی در فهم و پروراندن مطالب.
سمینار ها و نشست های علمی زیادی در دانشگاه شما در طول سال برگزار خواهد شد.این سمینار ها معمولاً به صورت خاص به عنوانی فرعی و جزئی در رشتۀ شما خواهند پرداخت.اصولا ً این سمینار ها باعث افزایش علم کسی نمی شوند ،کمااینکه هدف آنها هم این نیست. اینها جرقه هایی می زنند و آگاهی هایی جزئی دربارۀ مطلبی که شما هیچ از آن نمی دانید به شما می دهند یا اینکه آگاهی شما از آن مطالب را عمق می بخشند و راه ها و منابع جدیدی را به شما نشان می دهند.
اگر کتابی را خوانده اید یا می خواهید بخوانید این بسیار با اهمیت است که در جلسۀ نقد آن کتاب شرکت کنید.علاوه بر این شرکت فعال شما در این کنفرانس ها باعث می شود که هم اساتید سخنران به مفید بودن کار خود مطمئن شوند و هم برگزار کنندگان به فکر افزایش کیفی همایش ها باشند.
قدم چهارم (د)شرکت در سمینارها و نشست ها.
نوشتن مقاله و متن دربارۀ مباحث اندیشه ای کاری نیست که تنها اساتید انجام دهند. ایده هایی که به ذهنتان می رسد را بنویسید.نوشتن مدام ایده های علمی ،حتی تجربیات روزمره و خاطرات به شما در کسب مهارت "نوشتن" کمک می کند.
این مهارت را دست کم نگیرید.یک جامعه شناس وقتی تاثیر گذار می شود که راه های انتقال یافته ها و نظرات خود به دیگران را هم بلد باشد.گفتار و نوشتار دو راه بیان ذهنیات است.اگر شما گنجینه ای از علم را هم داشته باشید ولی نتوانید آن را بیان کنید و در اختیار دیگران قرار دهید ،علم شما چه سودی دارد؟
وبلاگ یکی از بهترین محیط هایی است که برای تمرین نوشتن در اختیار شماست.رویکرد وبلاگ های تخصصی هم رویکردی است که کم کم دارد در محیط مجازی با استقبال بیشتری روبرو می شود.
قدم پنجم (ه) نوشتن (نگارش وبلاگ ،متن های تخصصی و خاطرات روزانه).
دانستن دو زبان خارجی برای ادامۀ کار شما حیاتی ترین مورد است.مهارت در زبان انگلیسی در قبولی شما در آزمون کارشناسی ارشد تعیین کننده است و اگر بتوانید از ابتدا منابع را به زبان اصلی بخوانید چندین قدم از سایر همکلاسی های خود جلوتر هستید و این در به روز بودن اطلاعات به شما کمک خواهد کرد.در هر حال چه خوب ،چه بد زبان انگلیسی در حال حاضر زبان علمی دنیا شده است.شما برای برداشتن هر قدمی به این ابزار نیاز دارید.
علاوه بر این هر زبان دیگری که بدانید دریچه ای از فرهنگی خاص به روی شما باز می شود.این در فهم کلی شما از فرهنگ ها و جوامع بسیار موثر است.
قدم ششم (و) تسلط به زبان خارجی.
مورد آخر هم اینکه سیر درس های شما-دانشجویان جامعه شناسی-در دورۀ کارشناسی به این صورت است.
(کلاسیک-مدرن)←روش تحقیق←حوزه های جامعه شناسی
اینها دروس مهم شما در طی چهار سال تحصیلی هستند. بهتر است مطالعاتتان را در هر سال با این دروس هماهنگ کنید.این سیر بر اساس یک منطق تنظیم شده ،اگر هماهنگ با آنها حرکت کنید به نفع شماست.این درس ها به تدریج شما را به عمق و گسترۀ جامعه شناسی رهنمون می شوند.
قدم هفتم (ز) هماهنگی با سیر دروس دورۀ کارشناسی.
همۀ موارد مذکور علاوه بر مطالعه صِرف باعث می شود که شما در مسیر جامعه شناس شدن گام بردارید. پس جامعه شناس کسی است که به فاکتورهای متعددی بپردازد ،نسبت به محیط اجتماعی خود حساس باشد ،برای تحصیل و مطالعات جنبی برنامه داشته باشد و به دنبال این باشد که مهارت های مربوط به رشته اش را کسب کند.
