تصور می کنم مشکلی که بعد از مدتها هنوز هم به آن دچار هستیم «برخورد مکانیکی با حوزه فرهنگ» است.این از همان ابتدایی ترین مشکلات ما در انقلاب بود و تصور می کنم که یک مشکل بزرگ و تاریخی فرهنگ ماست. فاکت های تاریخی بسیاری این را تایید می کنند.
مثلا ً رضا خان با خشونت سعی کرد که موضوع حساس فرهنگی «حجاب» در ایران را بنا بر مقاصد خود پیش ببرد.گر چه از رضا خان میرپنج انتظار بیش از این هم نمی رفت .محمد رضا شاه که بسیاری از جامعه شناسان و نخبگان مشاورش بودند هم همان کارهای پدرش را پیش می گرفت(مثل ماجراهای برخورد با روحانیت ،حادثه فیضه و ... ).من جدا ً معتقدم با توجه به روند های جهانی که از مقاصد فرهنگی آنها پشتیبانی می کرد ، اگر کمی با ظرافت تر با این حوزه برخورد می کردند، موفقیت بیشتری برایشان حاصل می شد.
بعد از انقلاب هم همین گونه شد.از تندروی های اوایل انقلاب که بگذریم ، امروزه و با این همه تحول در تمامی عرصه ها باز این اشتباه تاریخی تکرار می شود و مثلا ً می خواهیم به زور به جوانان یاد بدهیم که فلان چیز را بپوشید و فلان را نپوشید(¤) یا مثلا ً فقط به زور چند واحد درسی می خواهیم ذهن دانشجویان را به مذهب جلب کنیم.انقلابیون فکر کردند با وارد کردن یک روحانی به دانشگاه به نام نهاد نمایندگی دیگر دانشگاه اسلامی می شود. در عرصۀ تبلیغات هم همینگونه تصور ،غالب است.وزارت ارشاد به جای حمایت از نوعی تبلیغات که بتواند به ترویج هنر اسلامی کمک کند.مثلا ً به جای ایجاد تصویری مناسب از وزیر دولتی که منتسب به اسلام است نزد هنرمندان ، به جای حمایت معنوی از هنر اسلامی . ترجیح می دهد که جلوی پخش هنرهای غیر این را بگیرد(¤).ترجیح می دهد سانسور کند. ترجیح می دهد ارائه مجوز برای یک کاست را منوط کند به خواندن شعری در مدح شخصیتی مذهبی .که باز این باعث می شود که بعضی دچار ریا شوند.بعضی دیگر از کنشگران عرصۀ فرهنگ سرخورده شوند ، گوشه نشین شوند ، کینه به دل بگیرند و هنرشان پژمرده شود و در بهترین حالت سیاسی (به معنای مبارزه سیاسی در عرصه هنر) شوند. این می شود که در تمام حوزه های زندگی ما دیواری بلند به نام سیاست کشیده شده است.هر کجا که پا بگذاریم باید یا ساکت باشیم یا به صراحت موضع سیاسی مان را بیان کنیم یا با سیاستی درگیر شویم.چرا؟
این تکرار توجیهی ندارد مگر یک معضله تاریخی در نشناختن راه های برخورد با حوزه فرهنگ. ما تصور می کنیم با تمامی حوزه ها ی جامعه (اقتصاد ، فرهنگ ، سیاست و اجتماع یا همان AGIL پارسونز) می توان یکسان برخورد کرد.
حوزه فرهنگ در ایران حوزه ای خاص و برجسته در نظر گرفته نمی شود. «خاص بودگی فرهنگ» گمشده ذهن ایرانی است.
فرهنگ حوزۀ خاص و شدیدا ً حساسی است.هر حوزه ای هم اخلاق و منش خاص خود را می طلبد.کسانی که با این عرصه درگیر هستند خواه وزیر ارشاد باشد یا نیروی انتظامی و مانند آنها ، می بایست نحوه رفتار فرهنگی را بیاموزند.اثرات مخرب برخورد مکانیکی با فرهنگ چیزی نیست که پنهان باشد ، که در بهترین حالت منجر به سرخوردگی نخبگان فرهنگی و در بدترین حالت منجر به مقاومت فرهنگی می شود .

